بـــابــای عشقـ
25 آذر 1396
اول پاییز بود و در کلاس دفتر خود را معلم باز کرد بعد با نام خدای مهربان درس اول آب را آغاز کرد گفت بابا آب داد و بچه ها یک صدا گفتند بابا آب داد دخترک اما لبانش بسته ماند گریه کرد و صورتش را تاب داد او ندیده بود بابا را ولی عکس او را دیده در قابی سپید… بیشتر »
نظر دهید »
بغـــض
21 آذر 1396
آقا اجازه ! دلزده ام از تمام شهر بی تو دلم گرفته ازاين ازدحام شهر آقا اجازه! دست خودم نيست خسته ام در درس عشق من صفِ آخرنشسته ام در اين كلاس ، عاطفه معنا نميدهد اينجا كسی برای تو برپا نميدهد آقا اجازه ! بغض گرفتـه گلويمان آنقدر رد شديم كه رفت آبرويمان… بیشتر »
حـــاجت
21 آذر 1396
شهیـد محمـدرضـاخـاوری
21 آذر 1396
فرمانـده حجـت
21 آذر 1396
حجت،یعقوب،سلیمان یا همان محمدرضا خاوری،چه فرقی میکند وقتی میدانیم به هر اسمی صدایت کنیم گوش به زنگ استاده ای؟اصلا چه فرقی میکند ایرانی باشی یا افغانستانی،وقتی حس تکلیفت تمام مرزهای قومیتی را در هم میشکند؟ یک روز تورا تا ارتفاعات شمال افغانستان راهی… بیشتر »